حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 116

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اسكندر خواستند زيرا در اواخر دوره هخامنشى معمول شده بود كه شاهان انعامى به آنها ميدادند بعد از راندن آنها اسكندر بدربند پارس ( كوه گيلويه كنونى ) رسيده دچار مقاومت شديد آريبرزن و سپاهيان او گرديد و چون مقدونيها از جبهه نتوانستند بر آنها فائق آيند اسكندر مجبور شد همان كار كند كه ايرانيها در ترموپيل كردند و بنابراين قسمتى از قشون يونانى از كوره راه‌ها حركت كرده پشت سر مدافعين را گرفت و آنها را قلع‌وقمع نمود اين يگانه مدافعه مرتّب و صحيحى بود كه در اين زمان به عمل آمد بعد از ورود به پرس‌پليس اسكندر كشتارى در شهر راه انداخت و قصر شاهان هخامنشى را آتش زد و اهالى را برده كرده بفروخت « 1 » تا مردم ايران بفهمند كه سلطنت هخامنشىها خاتمه يافته و نيز از ايرانيها در ازاى آتشى كه به شهر آتن در زمان خشيارشا زده بودند انتقام كشيده باشد در اينجا علاوه بر ذخائر خزانه يكصد و بيست هزار تالان بتصرّف اسكندر درآمد « 2 » پس از تسخير پرس‌پليس اسكندر بهمدان رفت ( 330 ق . م . ) و در آنجا خزانه خود را كه بالغ بر يكصد و هشتاد هزار تالان بود گذاشته شش هزار مقدونى براى محافظت آن بگماشت و خودش از راه رى براى تعقيب داريوش حركت كرد چه او با وجود شكست‌هاى پىدرپى هنوز از پاى ننشسته و در صدد تهيّه سپاه جديدى بود وقتى كه اسكندر به نزديكى دامغان امروزى رسيد شنيد كه بس‌سوس « 3 » والى باختر و برسنتس « 4 » والي رخّج داريوش را گرفته‌اند اسكندر بشتافت تا به آنها برسد امّا بس‌سوس همين كه از آمدن اسكندر مطلع شد بداريوش زخم مهلكى زده فرار كرد و اسكندر وقتى رسيد كه داريوش فوت كرده بود بامر اسكندر نعش او را با تشريفات به پاسارگاد برده دفن كردند پس از آن اسكندر حركت كرده بمملكت تپوريها

--> ( 1 ) - ديودور و كنت‌كورس و پلوتارك چنين نوشته‌اند ولى آرّين ساكت است ( 2 ) - به پول امروزى يكصد و چهل و چهار ميليون تومان ( تقريبا ) ( 3 ) - BESSUS ( 4 ) - BARASANTES